|
با هر تقسيم بندي بي ترديد هزاره جديد نقطه عطفي در تاريخ بشري خواهد بود. نقطه عطفي كه در آن فاصله ها به صفر مي رسد و حركت فيزيكي حذف مي شود. مفاهيمي همچون فضا و شهر مجازي مي توانندكليد فهم روابط اين دنياي جديد باشند. دكتر علي اكبر جلالي، فوق دكتراي برق و متخصص فناوري اطلاعات و ارتباطات(ICT) از دانشگاه ويرجيناي غربي آمريكا است. با او در باره شهر مجازي به گفت وگو نشسته ايم.
عصر مجازي به چه دوراني اطلاق مي شود؟
به نظر من زندگي بشر در طول تاريخ سه مرحله را گذرانده است و وارد مرحلة چهارم مي شود. مرحلة اول: عصر كشاورزي اساساً انسان هدفش توليد نان و غذا بود. عصر بعد صنعت بود كه ابزاري را در خدمت كشاورزي گرفتند تا توليد بيشتري داشته باشند و مشكلات معيشتي را حل كنند. توليد مواد و ابزار هدف عصر صنعت بود. كم كم ابزارها پيشرفته مي شود و بشر نياز به آموزش پيدا مي كند تا كيفيت ابزار را بالا ببرد. بشر مجبور به فعاليت هاي آموزشي در عصر صنعت مي شود و به دنبال افزايش اطلاعات مي رود. اطلاعاتي كه در كتاب ها و كتاب خانه ها به دنبال نياز به اطلاعات بيشتر به كامپيوتر و اينترنت رو مي آورد كه ما مي گوييم عصر اطلاعات. تمام اين سه مرحله نتيجة نياز بشر بوده است تا اين سه عصر را مطرح كرده است. اما حالا سؤال اين است كه عصر بعدي چيست؟ به نظر من عصر چهارم يا چهارمين موج تغيير عصر مجازي است.
به چه دليل؟
دليلم اين است كه دنياي عصر اول و عصر دوّم دنيايي يك بعدي است با اطلاعات كم. اما در دنياي دوبعدي و دنياي كامپيوتري به ما كمك مي كند تا اطلاعات را به چند طريق منتقل كنيم و به برداشت هاي واحد از مفاهيم برسيم. اما عصر مجازي دنياي سه بعدي است. مثلاً مي تواني يك سيب را ببيني، او را لمس كني و بو بكشي، اما وقتي داخل دهان قرار دهي ديگر نمي تواني بخوري. اين دنياي جديد است. دنيايي كه سرشار از اطلاعات است. اما بشر هنوز نمي داند كه دنياي سه بعدي چه شرايطي را به وجود مي آورد. خوشبختانه ما مسلمان ها يك بار دنياي مجازي را درك كرديم كه همان، معراج است و مي دانيم كه بدون حضور فيزيكي مي شود حركت كرد. دنياي مجازي فاصله ها را به صفر مي رساند به طوري كه در دنياي مجازي مي توانيم برويم كشور ديگر و از فروشگاه هاي آن خريد كنيم؛ بدون حركت فيزيكي.
عصر مجازي در راه است و ما بايد براي آن آماده شويم. دنياي مجازي حتماً اتفاق مي افتد و به عنوان موج چهارم تغيير بشر پيش روي ماست. من اين موضوع را در كشورهاي مختلف مطرح كردم، كه مخالفت ها و موافقت هاي خاص خودش را دارد، بعضي ها علم ژنتيك و علم نانوتكنولوژي را موج چهارم مي دانند البته بعضي ها اين مسأله را ادامه فناوري اطلاعات مي دانند. اين موج چهارم تبديل دنياي دوبعدي به سه بعدي است. به دليل آمدن موج سوم و عصر اطلاعات ما نياز به اطلاعات زيادي داشتيم اما عصر بعدي كه موج چهارم باشد يك خلائي است، آن خلاء، خلاء معنويت است. موج چهارم بايد در اختيار معنويت قرار بگيرد حركتي كه بتواند تعالي انسان را مدنظر داشته باشد به همين خاطر انسان بايد يك بار در عصر مجازي تعريف شود. تعريفي متناسب با عصر خودش كه جايگاه انسان را مشخص كند.
ما هنوز انسان اين عصر را نمي شناسيم. عصر مجازي مي تواند انسان را به تعالي برساند و عدالت را به معني واقعي فراهم كند. در عصر مجازي كارهاي اضافي كم مي شود و امور با زمان كمتري انجام مي شود و فرصت براي عبادت و گشت و گذار و ورزش و بسياري از امكاناتي كه انسان به آن احتياج دارد به دست مي آورد.
من آرزويم اين است كه بتوانم يك كتاب به اسم انسان بنويسم. انسان عصر مجازي. ما بايد بتوانيم جابيندازيم كه اشكال اين است كه جايگاه انسان معلوم نيست. تعريفي بايد انجام شود با شرايط زمان. در حال حاضر تكنولوژي و امكانات ما را تعريف مي كنند و مي سازند. پس نقش انسان چه است؟ انسان محصولي گمشده است.
شهر مجازي را كه قرار است انسان در آن شهر و آن شرايط تعريف شود، چه خصوصياتي دارد؟
شهري، شهر مجازي است كه بتواند خدمات و سرويس هايي كه مردم در طول 24 ساعت شبانه روز لازم دارند را در اختيارشان بگذارد يعني تمام سرويس هاي دولتي و خصوصي. خصوصيات اين شهر از طريق وب سابت آن شهر مجازي مشخص مي شود. از تقسيم بندي هاي آن به بخش بازارش مي توان اشاره كرد. يك شهروند وقتي وارد بازار مي شود، خصوصيات كالاي مورد نظر خود را ارائه مي كند و تمام فروشگاه هاي آن شهر كه كالاي خاصي را دارند معرفي مي شوند اين يعني دادن حق انتخاب به شهروند. رفت وآمدهاي شهري كاهش مي يابد. پول به صورت بانك الكتريكي پرداخت و كالا به صورت فيزيكي دريافت مي شود. در شهر مجازي شغل ها چندين برابر شهر واقعي است اين از امتيازات شهر مجازي است كه اشتغال را زياد مي كند. رفت وآمد كم و به منظور جلوگيري از مفاسد اقتصادي شفاف سازي مي كند. همچنين امكان گرفتن ماليات را براي دولت تسهيل مي كند. اطلاع رساني بيشتر مي شود، و تعامل و نظم و انضباط منطقي در شهر به وجود مي آورد.
با اين تعريف شهر مجازي، يك شهر واقعي مجازي است؟ عناصر واقعي آن چيست؟
عناصر واقعي آن مثلاً فروشگاه ها هستند كه ديدنشان به وسيلة دوربين هاي سه بعدي است. همان شكل عناصر واقعي و فيزيكي حفظ مي شود خيابان ها همين شكل هستند اما رفت وآمدها حساب شده و با برنامه ريزي است. ديگر 70 تا 75 درصد رفت وآمدهاي شهري انجام نمي شود. در شهر مجازي عناصر فيزيكي با همين صورت اما با تغيير شكل ظاهري مشخص مي شوند. ما بايد منتظر مشاغل جديد و يك تغيير و تحول فرهنگي و ضمني در روابط اجتماعي باشيم كه به تبع شهر مجازي به وجود مي آيد. زمان لازم است كه فرهنگ موجود به فرهنگ با ارتقا پيدا كند.
هويت انساني در شهر مجازي چگونه است؟
حقيقت اين است كه هويت براي من هم گم شده است. از طرفي من خودم هم نگرانم و از طرفي ديگر با واقعيتي روبه رو هستيم. همين امروز كه با آب و تاب از مراجعه به اينترنت و شهر مجازي مي گويم، خودم به روستا و منزلي گرفته ام و آرزو مي كنم كه يك روزي بروم و در روستا زندگي كنم چون طبيعتم با طبيعت واقعي زمين يكي است و علاقه دارم آن حفظ شود. بقيه مسايل را مصنوعي مي بينم. من به دنبال يك هويت انساني هستم كه گمشده است براي همين از يك طرف مي گويم برويم به سمت فناوري و از يك طرف خودم مي روم به روستا. تضادي وجود دارد! من به دنبال طبيعتم و يك دنياي مجازي پيشرفته را آرزو نمي كنم. ماهيت و هويت انسان با محيط و زمان تغيير مي كند. ما هيچ وقت نمي توانيم وقتي در يك شرايط محيطي و افقي قرار گرفته ايم، روي آن قضاوت واقعي كنيم. اگر يك روستايي به تهران بيايد، يك روز هم راضي نيست بماند و بالعكس، اگر بداند كه هميشه مي خواهد بماند، نمي تواند. ولي همين روستايي وقتي مي آيد به تهران و يك مدتي مي ماند ديگر نمي توانيم او را برگردانيم. اين سخت است. اما عادت در وجود انسان است كه در محيط خو مي گيرد. اين درست است كه بشر اشيا را مي سازد، ولي جامعه را اشياء مي سازند.
مثلاً كامپيوتر كه مي آيد، شكل جوامع عوض مي شود. براي همين ماهيت بشر در يك شهر مجازي به سمت آرامش است. اگر درحال حاضر دغدغه هاي شهرهاي فيزيكي را بشماريم؛ ترافيك، ارتباطات سخت حضوري، رفت وآمد، فرصت كم و... در شهر مجازي ديگر با آن ها مواجه نيستيم اما اين نگراني هم هست كه مثلا صله ارحام كم شود كه خوشايند نيست، يا مسجد ما مسلمانان چه مي شود؟ در حالي كه تا آن زمان شرايط بهتري به وجود مي آيد مثلاً روحاني ما در منبر پشت وب كم مي نشيند، هم حرف مي زند و هم مي شنود. اين باعث ارتقاي دين مي شود چون حالتي دو سويه دارد و باعث گسترش گروه ها و مساجد مي شود. ديگر نگراني هاي حالت فيزيكي از بين مي رود. دو سال قبل كه در حج تمتع بودم بحث حج مجازي را مطرح كردم. ما مي توانيم به كمك فناوري در ايران حج مجازي داشته باشيم. در حج مجازي خانه كعبه به صورت سه بعدي ساخته مي شود و هركسي كه بخواهد زيارت كنديك كلاه حقيقت به سرمي گذارد، ولي مي رود طواف دور خانة خدا وسعي صفاء مروه تا زماني كه كلاه را برندارد احساس نمي كند آن جا نيست. حس طبيعي و واقعي است. ما اگر سالي صدهزار نفر را به حج ببريم در 30 سال، سه ميليون را به حج مي بريم و بقيه ديگر نمي توانند. ما بايد اجازه دهيم كه هركس مشتاق است حج مجازي لمس كند. اين مفاهيم محتواي ديني جايگاه خاص خودش را دارد. ما بايد امكانات و مسايل را تركيب و شرايط خوبي را فراهم بياوريم. اگر براي فردا فكر نكنيم بايد نگران باشيم. شايد شهرهاي مجازي اولين نقطة فكر باشد كه همه چيز در آن است و مي تواند به جهان مجازي ختم شود. ماهيت انسان با شرايط زمان در حال تغيير است. آن ذات و درون و مشيت الهي كاملاً مشخص است و ما را به مسير خوب هدايت مي كند. ما بايد يأس و نااميدي را با آينده نگري و توكل به خدا از بين ببريم. ما مي توانيم شهر مجازي را واسطة انسان و خدا بدانيم. اگر تكنولوژي را براي شناخت بيشتر خدا واسطه كنيم هيچ وقت از آن نگران نمي شويم.
در اين عصر چهارم، چگونه مي توان به اضطراب فراگير جهاني فائق آمد؟
من بعد از ده سال تحقيق در دنياي مجازي، الان خودم را در آن فضا گم مي بينم چون موضوع بزرگي است. به پيچيدگي مسايل و فضاهاي جديد توجه كنيد. ما يا بايد منتظر بمانيم كه كشورهاي توسعه يافته؛ حالت يأس در ما به وجود بياورند كه احساس ضعف و بي سوادي كنيم و يا اين كه بايد به فكر باشيم و برويم به سراغ تكنولوژي هاي جديد.
ما بايد جامعه را دو دسته كنيم. يكسري امثال ما به عنوان آينده نگرها و يكسري افرادي كه امور روزمره و تاريخي را مورد توجه قرار مي دهند. دولت بايد به آينده نگرها فرصت دهد و جايگاه براي آن ها تعيين كند. ما بايد در همه جا كانون هاي جديد فكري ايجاد كنيم و فكرهاي جديد و نوآورانه و خلاق بها دهيم. در شهر مجازي فضايي ايجاد مي شود متفاوت از فضاي شهرهاي سنتي بايد عادت كنيم روش هاي بد را تغيير دهيم.
با تو به بحث هاي انجام شده ذهنم به طرف اين سؤال رفت كه زيرساخت هاي يك شهر مجازي چيست؟
براي داشتن يك شهر الكترونيكي مناسب، يك موضوع تحت عنوان آمادگي الكترونيك در جامعه را بايد بررسي كنيم. مثلاً در تهران پنج عنصر را بايد بررسي كرد: 1. زيرساختار كه هم مي تواند ارتباطي باشد و هم موارد مختلفي كه در بستر توسعة يك شهر الكترونيك به آن نياز داريم. 2. منابع انساني كه شامل نيروهاي متخصص و آموزشگاه هاي تربيت شهروند الكترونيكي است. 3. بودجه بايد منابع مالي براي شهر الكترونيكي مشخص باشد كه چه قدر توانايي هزينه داريم. 4. دولت و سياست هاي آن. كه آيا اصلاً سياست هاي دولت اين است كه شهرها الكترونيكي شود يا نه؟ 5. سياست و قوانين كه آيا قوانيني داريم كه شهرهاي فيزيكي موجود را به شهرهاي الكترونيك تبديل كنم؟ آيا اسناد اينترنتي قابل قبول و قانوني است؟
هرجا شهر الكترونيكي احداث مي شود بايد اين پنج عنصر را داشته باشد.
اما به طور كلي زيرساخت در شهرهاي الكترونيك دو حالت بي سيم و با سيم است. كه شبكة اينترنت نيز مانند شبكه هاي آب و برق به طور 24 ساعته برقرار است و اشتراك اطلاعات را فراهم مي سازد. در شهرها بيشتر، تبادل، سرعت، نحوة توليد و توزيع اطلاعات مهم است.
|
چه كسي عنوان شهروند الكترونيك را كسب مي كند؟
واژة شهروند الكترونيك ما براي اولين بار در دنيا مطرح كرديم. شهروند الكترونيك كسي است كه بتواند از امكانات فناوري اطلاعات استفاده كند و آموزش هاي لازم را براي استفاده از آن داشته باشد. در همين مورد ما پروژة مراكز عمومي معرفي فناوري اطلاعات به مردم را به مي بريم كه فرهنگ و استفاده از كامپيوتر را آموزش دهيم و مي خواهيم در عرض پنج سال در 300 شهر ايران ايجاد كنيم.
آسيب هاي شهر مجازي چيست؟
آسيب هاي متنوعي دارد، توقعات مردم با وجود شهر مجازي بالا مي رود. بسياري از افراد براي استفادة مناسب احتياج به آموزش دارند كه مردم زياد رقبتي به آن نشان نمي دهند يك شهر الكترونيكي در صورتي كه امنيتش بالا نباشد تحت حملة هكرها قرار مي گيرد و معضلات خامي پيدا مي كند و يا حتي ممكن است به جنگ هاي الكترونيكي بي انجامد. البته خيلي از موارد را با در فضا و زمان ايجاد شده مورد بررسي قرار داد.
به اين گونه ما درگير يك عصر گريزناپذير هستيم كه بايد با آن درگير شويم؟
بايد باور كنيم در اتوبان يك طرفه اي هستيم كه به سمت عصر چهارم مي رويم. بايد بدانيم كه كجا مي خواهيم برويم و چگونه هميشه كشورهاي جهان سوم با تكنولوژي ها انفعالي برخورد كرده اند اما ما اين بار مي خواهيم پيشتاز باشيم با پروژه هايي مانند 10 هزار دفتر ICT روستايي در ايران كه كاربردهاي خوب انترنت را در اختيار كشاورزان و روستائيان قرار دهيم. و پروژة ديگر كه در شمال است كه به طول 700 كيلومتر در سه استان گيلان و گلستان و مازندران است. يك كريدور حقيقي و مجازي. اگر عصر مجازي در ذهن ما باشد پروژه هاي بزرگ هم در ذهن ما مي آيد. يكي از مشكلات خيلي از كشورها اين است كه هيچ وقت براي فردا نمي توانيم كار كنيم چون پروژه ها نيمه تمام گذشته را داريم. ما ماهيت ذهني مان به جلو نيست. اگر بودجه نيست فكر كه هست. عصر جديد عصر نوآوري و خلاقيت است، هر جامعه اي اين دو عنصر را رشد دهد جامعة موفق فردا است.
ما از يك دولت اسلامي توقع داريم كه براي زندگي مردم فكر كند براي زنده بودن مردم.
